نقش اصول حقوقی در تفسیر و رفع تعارض قوانین؛ مطالعۀ موردی قوانین کیفری و مدنی ایران

نوع مقاله : پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه حقوق، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

10.22106/jlj.2020.123840.3303

چکیده

اصول حقوقی، مهم‌ترین منبع حقوق است و بر فراز همۀ منابع قرار دارد. اگرچه در اندیشه‏های حقوقی معمولاً از نقش اصول حقوقی در موضع سکوت قوانین موضوعه و فقدان حکم قضیه در سایر منابع یاد می‏شود و به همین جهت، از اصول حقوقی به‌عنوان منبع مکمل یاد می‌شود اما، کارکرد اصول، منحصر به رفع خلأ قوانین نیست و در مقام قانون‌گذاری، دادرسی، تفسیر و اجرای قوانین نقش بسزایی دارد. به‏ویژه که قوانین با اصول حقوقی محک زده می‏شود. از اینجا اهمیت اصول حقوقی و برتری آن بر همۀ منابع حقوق آشکار می‏شود. به‏علاوه، کارکردهای اصول حقوقی در مقام تفسیر قوانین متعارض قابل توجه است. اصول حقوقی در موضع تفسیر و رفع تعارض قوانین از جهات متعدد نقش دارد: از سویی، رفع تعارض قوانین به یاوری اصول حقوقی محقق می‏شود و در این مقام، اصول حقوقی دلیل عمل حقوق‌دان برای توجیه و تأیید نسخ ضمنی یا تخصیص قانون است. از سوی دیگر، اصول حقوقی می‏تواند معیار مستقل برای ترجیح یکی از دو قانون متعارض قرار گیرد. بر این مبنا، از میان دو قانون متناقض، آنکه مخالف با اصول حقوق است کنار گذاشته می‏‏شود؛ هر‌چند متضمن آخرین ارادۀ قانون‌گذار باشد. نیز، چه‌بسا، عقیده به تخصیص قانون و انحراف از قاعدۀ عمومی دلیلی خردپسند به همراه نداشته باشد و به همین جهت، نتوان از آن دفاع کرد. هم‏چنان که عقیده به نسخ ضمنی مادۀ قانونی با ماده‏ای دیگر از همان مجموعه ممتنع است. به‏علاوه، در فرضی که نسبت میان موضوعات دو قانون متعارض، عموم و خصوص من‏وجه است، اعمال قاعدۀ تخصیص ممکن نیست و در این موارد، رفع تعارض دو قانون فقط به نیروی اصول و استدلال‏ حقوقی میسر است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Reconciling conflict laws by Legal principles: Case study: Iranian civil and criminal laws

نویسنده [English]

  • eghbal ali mirzaee
Assistant Professor, Department of Law, Faculty of Humanities and Social Sciences, Kurdistan University, Sanandaj, Iran
چکیده [English]

Legal principles is one of the sources of law. Legal system need to principles so need rules to direct subjects and behaviors. But role of principle is not limited to filling gaps. Legal principles importance in interpretation of laws, specially conflict Laws. In common view, the Function of principles, is Unknown. So, lawyers only talk about rules of Reconciling laws: new law Abrogate prior law between two conflicting laws. Also, General Law usually derogate special one.
Albeit, preferring a special law against general one has not presume rule; altogether general law might be closer to legal principles. So only by reasoning in any case we can say one Special law derogate general law tacitly or anterior law abrogate Posterior law. Because these rules of reconciling between conflicts laws, such as other rules of interpretation, aren’t decisive. Perhaps Ancient Law be concordant whit reasonable Factors so better than new one. Especially in respect of tow conflict section of one statute we cannot say Legislator has repealed one of them by another one.
So the significant of legal principles clear to everyone. Only by reasoning in any case we can say one Special law derogate general law or general law abrogate Special one impliedly. Because these rules of Reconciling between conflicts laws, such as other rules of interpretation, aren’t decisive.so they may be justified by legal reasoning and legal principles.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Conflict
  • laws
  • Legal Principles
  • Interpretation
  • Law
  • فارسی

    • امامی، سیدحسن (1364)، حقوق مدنی، جلد اول و جهارم، تهران: کتابفروشی اسلامیه.
    • امیدی، جلیل (1394)، تفسیر قانون در حقوق جزا، تهران: نشر مخاطب.
    • بولانژه، ژان (1376)، «اصول کلی حقوقی و حقوق موضوعه»، ترجمه: علی‏رضا محمدزاده وادقانی، مجلۀ دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دوره 36.
    • تقی‌زاده، هادی (1396)، «مبانی نظری، سازوکارهای تشخیص و کارکردهای روح قانون»، دوفصلنامه پژوهشنامه حقوق خصوصی عدالت، سال چهارم، شماره 8.
    • جعفری تبار، حسن (1383)، مبانی فلسفی تفسیر حقوقی، تهران: شرکت سهامی انتشار.
    • جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1362)، مقدمۀ عمومی علم حقوق، تهران: انتشارات گنج دانش.
    • جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1390)، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، جلد دوم، چاپ پنجم، تهران: انتشارات گنج دانش.
    • جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1375)، دانشنامۀ حقوقی، جلد دوم، چاپ سوم، تهران:‌ مؤسسه انتشارات امیر‏کبیر.
    • حیاتی، علی‏عباس (1397)، «مفهوم «اصل حقوقی» و مقایسۀ آن با «قاعدۀ حقوقی» (مطالعۀ تطبیقی در حقوق ایران و فرانسه)»، دوفصلنامۀ دانش حقوق مدنی، سال هفتم، شماره دوم، پاییز و زمستان.
    • خدابخشی، عبدالله (1397)، «قابلیت استناد اسناد عادی در مقابل سند رسمی؛ رویه قضایی و راهکارها»، مجله تعالی حقوق، سال نهم، شماره نخست.
    • داوید، رنه (1364)، نظام‌های بزرگ حقوق معاصر، ترجمۀ دکتر سید حسین صفایی، دکتر محمد آشوری و دکتر عزت الله عراقی، چ اول، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
    • ریپر، ژرژ (1388)، «سوء استفاده از حق»، برگرفته از کتاب «قاعده اخلاقی در تعهدات»، مترجم: دکتر حسنعلی درودیان، چاپ شده در: بر منهج عدل؛ مجموعه مقالات اهدا شده به استاد ناصر کاتوزیان، به سعی دکتر حسن جعفری‏تبار، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
    • شریفی، علیرضا (1395)، اصول و قواعد حاکم بر اسناد تجاری، چاپ اول تهران:‌ نشر دادگستر.
    • صادقی، محسن (1394)، اصول حقوقی و جایگاه آن در حقوق موضوعه، تهران: نشر میزان.
    • صفایی، سیدحسین (1382)، حقوق مدنی، جلد دوم، قواعد عمومی قراردادها، تهران: نشر میزان.
    • غمامی، مجید و حسن محسنی (1386)، اصول آیین دادرسی مدنی فراملی؛ بررسی تطبیقی اصول آیین دادرسی مدنی فراملی، تهران: نشر میزان.
    • فیاض بخش، مرجانه، ابومحمد عسگرخانی و سید باقر میر‏عباسی (1397)، «نقش اصول حقوقی در رفع اجمال و سکوت حقوق ایران (در پرتو مادۀ 3 آیین دادرسی مدنی 1379)»، مطالعات فقه و حقوق اسلامی، سال 10، شماره 19.
    • کاتوزیان، ناصر (1390)، فلسفۀ حقوق، جلد2، چاپ چهارم، تهران: شرکت سهامی انتشار.
    • کاتوزیان، ناصر (1382)، مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران، چاپ سی‌و‌دوم، تهران: شرکت سهامی انتشار.
    • کاتوزیان، ناصر (۱۳۷۷)، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، تهران: نشر دادگستر.
    • کاتوزیان، ناصر (۱۳۸۸)، دورۀ حقوق مدنی؛ قواعد عمومی قراردادها، جلد اول: مفهوم، انعقاد و اعتبار قراردادها، چاپ هشتم، تهران: شرکت سهامی انتشار.
    • کاتوزیان، ناصر (۱۳۷۸)، حقوق مدنی؛ دوره عقود معین، جلد اول: معاملات معوض؛ عقود تملیکی، چاپ هفتم، تهران: شرکت سهامی انتشار.
    • کشاورز، بهمن (1391)، بررسی تحلیلی قانون جدید روابط موجر و مستأجر مصوب 1376، چاپ ششم، تهران:‌ انتشارات جنگل.
    • مجموعه آراء وحدت رویۀ دیوان عالی کشور (1395)، جلد اول، آراء کیفری، چاپ اول، معاونت حقوقی ریاست جمهوری، تهران: معاونت تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات.
    • مجموعه آراء وحدت رویۀ دیوان عالی کشور (1395)، جلد دوم، آراء حقوقی، چاپ اول، معاونت حقوقی ریاست جمهوری، تهران: معاونت تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات.
    • محمدی، ابوالحسن (1390)، مبانی استنباط حقوق اسلامی؛ اصول فقه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
    • مذاکرات و آراء هیئت عمومی دیوان عالی کشور (1394)، سال 1391، تهران: تألیف و نشر اداره کل وحدت رویه و نشر مذاکرات هیئت عمومی دیوان عالی کشور.
    • مذاکرات و آراء هیئت عمومی دیوان عالی کشور (۱۳۹۳)، سال 1389، تهران: تألیف و نشر اداره کل وحدت رویه و نشر مذاکرات هیئت عمومی دیوان عالی کشور.
    • مهرپور، حسین و سجاد صفری (1397)، «روح قانون در حقوق ایران»، مجلۀ حقوقی دادگستری، سال 82، شماره 103.
    • میرزائی، اقبال‏علی (1392)، اصول و فنون تغییر قوانین، تهران: انتشارات داد‏و‏دانش.
    • میرزائی، اقبال‏علی (۱۳۹۴)، «بومی‌سازی مفاهیم حقوقی با تطبیق بر اصول فقه (مطالعۀ موردی: اصول حقوقی با تکیه بر دلیل عقل در فقه)»، مجموعه مقالات همایش ملی بومی‌سازی علوم انسانی، به کوشش: دکتر احمدگل‏محمدی، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.
    • نصیران نجف‏آبادی، داود، رضا عیاسیان و عباس جغتایی (۱۳۹۸)، «قلمروی اجرای اصول حقوقی و رابطۀ آن‌ها با منابع معتبر اسلامی و فتاوی»، فقه و حقوق اسلامی، سال دهم، شماره هجدهم.

    عربی

    • الباجی، ابوالولید سلیمان بن خلف (1407ق)، احکام الفصول فی احکام الاصول، بیروت: دارالغرب الاسلامی.
    • انصاری، شیخ مرتضی (1375)، فرائد الاصول، قم: انتشارات دهاقانی.
    • ابن حزم، ابومحمد علی (1346ق)، الاحکام فی‏اصول‏الاحکام، مصر: مطبعه‏السعاده.
    • خویی، ابوالقاسم (بی تا)، اجود التقریرات، قم: مکتب المصطفوی.
    • مظفر، محمدرضا (بی تا)، اصول فقه، طبعه الخامسه، قم: مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.
    • نایینی، میرزا محمد حسین غروی (بی تا)، فوائد الاصول، تقریر محمد علی کاظمی، جزالرابع، قم: مؤسسه النشر الاسلامی.

    غیرفارسی

    • Bix, Brian (1996), Jurisprudence: Theory and context, sweet and Maxwell, London.
    • Burton John (1990), The sources of Islamic law: Islamic Theories of Abrogation, Edinburg university press.
    • Carbonnier, Jean (1995), Droit civil, Introduction, Paris.
    • Couchez, Gerard (1990), procedure civil, Paris: sirey.
    • Cross, R. and Harris, J.w. (1999), Precedent in English law, oxford university Press.
    • Dworkin, Ronald (2002), The model of rules, in: Coleman, Jules and ShaPiro, Scott, The oxford Hand book of Jurisprudence, and philosophy of law, oxford u. Press.
    • Marmor, Andrei (2001), Positive Law and objective values, Clarendon Press.
    • Mcleod, Ian, legal method, Macmillan Press, London, 1999.
    • Raz, joseph (2006), the rule of law and its virtue, in: Johnson, conard, philosophy of law, macmilian, New York.
    • Raz, Joseph (1977), The concept of legal system, Oxford.