قرارداد انتقال حق فروش جایگزینی برای وکالت بلاعزل

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشگاه شهید مطهری

2 مربی گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل

10.22106/jlj.2019.67183.1590

چکیده

وکالت استنابه است و وکالت بلاعزل از نظر اغلب فقهاء شیعه و قانون مدنی ایران وکالتی است که وکالت وکیل یا عدم عزل او بصورت شرط نتیجه در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد.امروزه وکالت بلاعزل رواج فراتر از لیاقت خویش در میان معامله کنندگان یافته است و عرف معاملاتی دهه های اخیر وکالت بلاعزل را عقدی شناخته که طی آن شخص (موکل) با اخذ بهای مال یاحقی از حقوق خویش و امضای سند وکالت آن مال یا حق را تماما" ‌در اختیار دیگری (وکیل) می گذارد و دیگر نمی تواند بر آن مال یا حق ادعایی داشته باشد؛ لکن شرط وکالت یا عدم عزل ضمن عقد لازم به نحو فعل یا نتیجه ماهیت وکالت را تغییر نمی دهد و موجب قلب ماهیت وکالت از اذن و استنابه به اثری لایزال نمی گردد. با وجود چنان شرطی موکل فقط نمی تواند وکیل را عزل کند و در احکام دیگر عقد جایز مانند انحلال آن به فوت و جنون احد طرفین تأثیری نخواهد داشت. مقاله حاضر به روش تحلیلی –توصیفی در صدد است با نگاهی نو ایرادات وکالت بلاعزل را بیش از پیش نمایانده و الگویی جدید برای جایگزینی با آن ارائه نماید. قالب پیشنهادی «قرارداد انتقال حق فروش» است که می تواند صلاحیت تن آزمایی با فوت و جنون را هم داشته باشد.«حق فروش» به عنوان یکی از اجزاء حق مالکیت قابلیت های لازم را داراست تا جانشین اذن و نیابت گردد. در متن تمرکز بر این بوده است که این قابلیت با در نظر گرفتن ظرفیت های قانونی موجود به اثبات برسد تا اگر کاستی های دربین باشد با دخالت مقنن مرتفع گردد.

کلیدواژه‌ها