چالش‌های تقنینی اجرای خدمات عمومی رایگان از منظر قضات

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشوی دکتری حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه علامه طباطبائی

10.22106/jlj.2020.120551.3132

چکیده

خدمات عمومی رایگان به عنوان بارزترین نمونه‌ی مجازات‌های اجتماع‌محور از سال 1392 وارد ادبیات قانونی و قضایی ایران شد. در این راستا انتظار می‌رفت قانون‌گذار با پیش‌بینی مجموعه قوانین و مقررات جامع و به دور از چالش‌های متعدد، زمینه‌ساز اثربخشی این نهاد نوین در راستای نیل به اهداف ذاتی آن یعنی اصلاح و بازاجتماعی شدن مرتکب باشد. بنابراین پرسش اصلی پژوهش حاضر چنین خواهد بود که آیا مجموعه قوانین و مقررات متناسب و هماهنگ با اهداف مدنظر برای خدمات عمومی رایگان، به نحوی که به اثربخشی هرچه بیشتر این نهاد بیانجامد، پیش‌بینی شده است؟ نویسندگان در این راستا ابتدا با مطالعه‌ی 150 دادنامه‌ی مرتبط، اقدام به شناسایی قضات صادرکننده آن‌ها (روش نمونه‌گیری هدفمند) به عنوان کنشگران اصلی این پژوهش نموده‌اند. سپس با انجام مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با 12 تن از قضات، داده‌های پژوهش گردآوری شده‌اند. این داده‌ها حاکی از این امر است که مجازات خدمات عمومی رایگان (به عنوان جایگزین حبس) در مرحله‌ی صدور حکم و متعاقب آن دچار چالش‌های تقنینی متعددی است. همچنین یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که سیاست‌های کلان قضایی ایران در ارتباط با مجازات خدمات عمومی رایگان (تقلیل مجازات خدمات عمومی رایگان به عنوان جایگزینی برای حبس و در نظر گرفتن آن به عنوان ابزار کاهش جمعیت زندان) با اهداف ذاتی این مجازات جامعه‌محور، تناسب نداشته و نهایتاً زمینه‌ساز شکل‌گیری چالش‌های متعدد بوده است. این هدف‌گذاری نامتناسب را می‌توان طی دو مقوله‌ی «عدم شناسایی کنشگران متناسب با ماهیت مجازات» و نیز «عدم شناسایی بسترهای متناسب با ماهیت مجازات»، مقوله‌بندی نمود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The legislative Challenges of Community Service Order Implementation From The Judges' Perspective

نویسندگان [English]

  • hasanali moazenzadegan 1
  • Mohammad Matin Parsa 2
1 Allameh Tabataba'i,Tehran, Iran
چکیده [English]

Community service order is considered as the most prominent example of community-based punishments, entered in 2013 into the Iranian Legal and judicial literature. Therefore, it was expected legislator by a set of comprehensive statutes that are far from multiple challenges, created a context for effectiveness of this new institution in line with achieving its main aim of reforming and reintegrating the perpetrator. Thus, the main question of the present article will be whether the set of statutes and rules and in accordance with the targets intended for community service order, so that it leads to the greater effectiveness of this concept? In this regard, the authors at first studied 150 related judicial decisions and identified the judges issuing them (purposive sampling) as the main actors in this study and the gathered the data afterwards by conducting semi-structured in-depth interviews gathered its data. The data indicated that there are legal challenges at the sentencing stage and subsequently after conviction. The research findings also show that Iran's macro-judicial policies related to community service order (reducing the punishment of Community Service Order as an alternative to imprisonment and considering it as a means to reduce prison population) were not commensurate with the inherent goals of this community-based punishment. And finally, it has paved the way for many challenges. This disproportionate targeting can be categorized into the following two classifications: “Failure to identify actors in proportion to the nature of the punishment”, “Failure to identify situations appropriate to the nature of the punishment”.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Alternative Punishment
  • Community-Based Punishment
  • Imprisonment Alternative
  • Community Service Order
  • Host Organizations